تبليغاتX
گفتگو با خدا

 

 

گفتگو با خدا
استفاده از این مطالب با ذکر منبع و لینک آن مانعی ندارد


 

گذشت

این قدر نگو اگر گذشت کنم کوچک میشوم . اگر با

گذشت کردن کسی کوچک میشد

 خدا اینقدر بزرگ نبود



خدایا !

خدایا ! مرا به گونه ای بساز ، شکل بده و بتراش که

مایه شرمساری تو نباشم.

.

.

.

الهی آمین



بخوان مارا...

بخوان مارا منم پروردگارت ، خالقت از ذره ای نا چیز

صدایم کن مرا، آموزگار قادر خود را

قلم را ، علم را ، من هدیه ات کردم

بخوان ما را

منم معشوق زیبایت

منم نزدیک تر از تو به تو

اینک صدایم کن

رها کن غیر من را سوی ما باز آ

منم پروردگار پاک بی همتا

منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید :

تو را در بی کران دنیای تنهایی رهایت من نخواهم کرد

بساط روزی خود را به من بسپار

رها کن غصه ی یک لقمه نان و آب فردا را

تو راه بندگی طی کن ،عززیزا من خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا بر خود

به اشکی یا، خدایی میهمانم کن

که من ، چشمان اشک آلوده ات را، دوست میدارم

طلب کن خالق خود را

بجو مارا تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو

که وصف عاشق و معشوق هم آهسته میگویم

خدایا ، عالمی دارد....

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسب های خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن تکیه کن بر من

قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور

رهایت من نخواهم کرد بخوان ما را

که میگوید که تو خواندن نمیدانی؟؟؟؟؟!!!!!!

تو بگشا لب

تو غیر از ما خدای دیگری داری؟؟؟؟؟

رها کن غیر مارا، آشتی با خدای خود

تو غیر از ما چه میجویی؟؟؟

تو با هرکس به جز با ما چه میگویی؟؟؟

و تو بی من چه داری ؟؟؟؟

.......هیچ

بگو با ما چه کم داری عزیزم ؟؟؟؟

........هیچ

هزاران کهکشان و کوه و دریا را و خورشید و گیاه و نور و هستی را

برای جلوه ی خود آفریدم من

ولی وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم...

تویی زیبا تر از خورشید زیبایم

تویی والا ترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت ....
تو ای محبوبترین مهمان دنیایم

نمیخوانی چرا ما را ؟؟؟

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟!!!

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی ، ببینم من تو را از درگهم راندم؟؟؟؟

اگر در روزگار سختی ات خواندی مرا

اما

به روز شادی ات یک لحظه هم یادم نمیکردی...

به رویت بنده ی من هیچ آوردم؟؟؟؟...

که میترساندت از من؟؟؟؟

رها کن آن خدای دور ، آن نا مهربان معبود،آن مخلوق خود را...

این منم پروردگار مهربانت ، خالقت

اینک صدایم کن...

صدایم کن با قطره ی اشکی، به پیش آور دو دست خالی خود را...

با زبان بسته ات کاری ندارم لیک ، غوقای دل بشکسته ات را من شنیدم.....

غریب این زمین خاکیم ، آیا عزیزم حاجتی داری؟؟؟

تو ای از ما کنون برگشته ای ، اما کلام آشتی را تو نمیدانی؟؟؟؟

ببینم چشمهای خیست آیا گفته ای دارند؟؟؟؟

بخوان مارا

بگردان قبله ات را سوی ما اینک ، وضویی کن

خجالت میکشی از من؟؟؟

بگو ، جز من کس دیگر نمیفهمد

به نجوایی صدایم کن

بیا ، آغوش من باز است...

برای درک آغوشم شروع کن

یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من.....

بخوان مارا.....



گفتگو با خدا

 

گفتم : خسته ام . گفتی : لا تَقنُطوا مِن رحمةِ الله - از

رحمت خدا نا امید نشوید (زمر / ۵۳)

 

گفتم هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره . گفتی : اِنَّ

الله یُحَوِلُ بَینَ المَرءِ وَ قَلبِه : خدا حائل است بین انسان و

قلبش .(انفال / ۲۴)

 

گفتم غیر از تو کسی رو ندارم . گفتی : نَحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ

مِن حَبلِ الوَرید : ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/۱۶)

 

گقتم ولی انگار اصلا منو فراموش کردی ! . گفتی :

فَاذکُرونی اَذکُرکُم : منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره / ۱۵۲)

 

گفتم تا کی باید صبر کرد ؟. گفتی  : وَ ما یُدریک لَعَلَّ

السّاعَةَ تَکونُ قَریبا - تو چه میدونی شاید موعدش نزدیک باشه . (احزاب / ۶۳)

 

گفتم : تو بزرگی و نزدیگت برای منه کوچک خیلی دوره .

گفتی : وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیک وَ اصبِر حَتی یَحکُم الله -

کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس / ۱۰۹)

 

گفتم : خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور ! من بنده

ات هستم و ظرف صبرم کوچک ... یه اشاره کنی تمومه .

گفتی عَسی اَن تُحِبُوا شَیئاً وَ هُو شَرٌ لَکُم - شاید چیزی

که تو دوس داری به صلاحت نباشه (بقره / ۲۱۶ )

 

گفتم : انا عبدک الضعیف الذلیل ... اصلا چطور دلت میاد ؟

گفتی : اِنَّالله بِالنّاسِ لَرَئوفِ رَحیم - خدا نسبت به همهء مردم -به همه - مهربونه (بقره /۱۴۳)

 

گفتم دلم گرفته .گفتی: بِفَضلِ الله وَ بِرَحمَتِه فَبِذلِکَ فَلیَفرَ

حوا (مردم به چی دل خوش کردن ؟؟؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد بود .

 

گفتم اصلا بی خیال ! تَوَکَلتُ عَلی الله .گفتی ک اِنَّ الله

یُحِبُ المُتوَکِلین - خدا اونایی که توکل میکنن دوست داره .(آل عمران /۱۵۹)

 

گفتم:خیلی چاکریم ! ولی اینبار ، انگار گفتی : حواست

رو خوب جمع کن ! یادت باشه که : وَ مِن الناسِ مَن یَعبُدُ

الله عَلی حَرفِ فَان اَصابهُ خَیرُ اِطمَأنَ بِه وَ اِن اَصابَته فِتنةُ

اِنقَلِبَ عَلی وَجهه خَسِرَ الدُنیا وِ الاخِرة - بعضی از مردم

خدارو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون

برسه ، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون

بیاد تا امتحان شن ، رو گردون میشن ...

.

.

.

التماس دعا



خدایا

خدایا ! راهی نمیبینم اینده پنهان است . اما مهم نیست ، همین کافی است که تو همه چیز را میبینی و من تو را .



سلام ای مهربان پروردگار پاک بی همتا

سلام ای مهربان پروردگار پاک بی همتا

خدایا جز تو ایا مهربانی هست؟؟؟

گر چه پیمان را خودم با تو بشکستم

نمیشد باورم اما،چه زیبا باز من را سوی خود خواندی

عزیزا،من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست

خداوندا مرا البته میبخشی

گمان کردم به جرم غفلت از تو

مرا راندی و در را،پشت سر بستی

حبیبا باورش سخت است

اما تو مرا اینک،برای آشتی خواندی ؟؟!!!

به پاس آشتی با تو،اینک

من خدایا عهد میبندم

از این پس بی شکایت دوست خواهم داشت

بی توقع،مهر میورزم

خدایا،سینه ام را رحمت پاک گشایش مرحمت فرما

به لبهایم،تبسم را

به چشمم،نور پاکت را

به قلبم،مهرورزی را

خداوندا،بلندای دعایت را عطایم کن

تو معشوق همه عالم

از این پس ،عاشقی را ،پیشه ام فرما

خدایا راستش من آدمیزادم

گاه گاهی گر گناهی میکنم

طغیان مپندارش

کریما،من گناهی بنده ای دارم

و تو بخشایشی جنس خدا

آیا امید بخششم،بی جاست؟؟

خودت گفتی بخوان

میخوانمت ، اینک مرا دریاب

به چشمانی که میجوید تو را ، نوری عنایت کن

و خالی دو دست کوچکم را

هدیه ای اینک عطا فرما

خودت گفتی،کسی را دست خالی بر نگردانید

کنون ای اولین و آخرینم

بار الها ، راست میگویم

دگر من با خدایم،آشتی هستم

ببخشا آن گناهانی که دور از چشم مردم،

در حضورت مرتکب گشتم

گناهانی که نعمت های پاکت را،مبدل کرد

خداوندا،ببخشا آن گناهانی که باعث شد،دعایم بی اثر گردد

گناهانی که امید مرا از تو،پریشان کرد

خدایا پیش آنانی که میگویند،من را تو نمیبخشی

تو رسوایم مکن

من گفته ام،من مهربان پروردگار قادری دارم

که میبخشد مرا

آیا به جز این است؟؟

خدایا،بین من با آن که نامت را نمیخواند

فرقی نیست؟؟؟؟؟

اگر من را به عدلت،در میان آتش اندازی

میان آتشت ، من باز میگویم

هلا ای مردمان،

من مهربان پردگار قادری دارم

که او را دوست میدارم

چه پیوندی میان آتش و قلبی که مهر تو در آن پیداست؟؟؟؟

و گیرم صبر بر آتش

ولیکن صبر بر دوری تو،هرگز

خدایا خوب میدانم، مرا تنها نمیخواهی

خدایا راست میگویی

غریب این زمین خاکیت جز تو که را دارد؟؟؟؟

مرا مهمان دنیای خودت کردی

کریمی تو پذیرایی از مهمان خود را،خوب میدانی

تو صاحبخانه ی خوبم

تو ظرف خالی مهمان خود را دوست میداری؟؟؟

خداوندا ، مرا جز تو خدایی نیست

و میدانم تو نومیدی ما امیدواران خودت را، بر نمیتابی

اگر برگردم از پیش تو با دستان خالی

منکرانت شاد میگردند

خداوندا،شهادت میدهم ، هستی

شهادت میدهم ،من مهربان پروردگار عادلی دارم

شهادت میدهم،من مهربان قلبی ز روح پاک او دارم

شهادت میدهم من قطرهای از روح اویم

گرچه گاهی خود نمیدانم

شهادت میدهم من قلب پاکی را برای مهرورزی دارم اما

خوب چه باک از آنکه گاهی هم،بگیرد او

گواهی میدهم من جلوه ای از ذات پاک کبریا هستم

و من هستم،که او میخواست من باشم

و میخواهم که من آنگونه ای باشم،که میخواهد

بیا ای مهربان همراه خوب مهر آیینم

بخوان با من

بخوان،زیرا اگر با هم بخوانیمش

جواب هردومان را زود خواهد داد

خداوندا،تو را من دوست میدارم

و میدانم تو نور آسمانها و زمین

هر لحظه با من از خودم نزدیکتر هستی

تو گرمای محبت را،عنایت کن

زمینی بنده ام اما ، یقینی آسمانی را ،عطایم کن

خدایا مزه ی،زیبای بخشش را به کام قلب ما،بنشان

تو لبخند رضایت را عطامان کن

خدایا،قلب ما را

منزل پاک خودت را از حسادت ها،رهایی ده

خدایا،قدرتم ده،تا ببخشم آنکه من را سخت آزرده ست

خدایا ، من چه میگویم

چنانم کن ، که می خواهی

مرا آن کن ،که می دانی .............