تبليغاتX
گفتگو با خدا

 

 

گفتگو با خدا
استفاده از این مطالب با ذکر منبع و لینک آن مانعی ندارد


 

ستاره ای درخشان از اسمان مرجعیت شعیه غروب نمود برای شادی روحشان صلوات

بسم رب الصدیقین

انالله و انا الیه راجعون

با عرض سلام خدمت شما دوستان بزرگوار

با عرض پوزش و شرمندگی به دلیل دسترسی نداشتن به اینترنت این پست با چند روز تاخیر ارسال شد.

درگذشت عالم رباّنی ٬فقیه عالیقدر ٬مرجع تقلید و عرفان

حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت(قدسالله نفسه الزكيه)

 را خدمت حضرت مهدی(عج)٬

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

 و تمامی مقلدین و دوستداران آن عارف فرزانه تسلیت عرض میکنم.

برای شادی روح آن عالم بزرگوار صلوات

 

برای مطالعه زندگينامه حضرت آيت‌الله محمد تقي بهجت(ره)

 لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب

ختم قرآن و هدیه به روح ملکوتی آیت الله العظمی بهجت (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

ختم قرآن و هدیه به روح ملکوتی آیت الله العظمی بهجت (ره)

 

هر کس بنا به درخواست خود با قرائت یک جزء یا بیشتر در این

طرح شرکت میکند و انشاالله همزمان با چهلمین روز درگذشت

آن عالم فرزانه ۶ تیر )قرآن ها ختم میشوند

 

لطفا جزء های درخواستیتان را در قسمت نظرات به

بنده ی حقیر اطلاع دهید.

***

در هنگام انتخاب جز به جدول دقت بفرمایید و جز هایی

را که انتخاب نشده اند انتخاب بفرمایید.

قبول باشد انشاالله.

شماره جزء نام قاری محترم
۱ آقای کیوان
۲ آقای محمد علی
۳ آقای سید سعید
۴ المیرا
۵ آتشدانه
۶ المیرا
۷
۸
۹
۱۰
۱۱ سوت دسته دار
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸ خانم نرگس
۱۹ آقای علی
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸ جا مانده
۲۹ جا مانده
۳۰ خانم معصومه

.

التماس دعا



دشمنى و دوستى با حضرت زهراسلام الله علیها مانند دشمنى و دوستى با پيامبر است...الهم العن قاتلیک فاطمه

بسم رب الــزهرا

بر عالميان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوري که دهد شاخه ي طوبي از اوست
کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست

الهم العن عمر و ابوبکر

ابنعباس روايت مىكند: «ان رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم كان جالسا ذات يوم، و عنده على و فاطمة والحسن والحسين، فقال: اللهم انك تعلم ان هولاء اهل بيتى، و اكرم الناس على، فاحبب من احبهم، و ابغض من ابغضهم، و وال من والاهم، و عاد من عاداهم و اعن من اعانهم و اجعلهم مطهرين من كل دنس، معصومين من كل ذنب، و ايدهم بروح القدس منك، ثم قال: يا على، انت امام امتى و خليفتى عليها بعدى، و انت قائد المومنين الى الجنة، و كانى انظر الى ابنتى فاطمة قد اقبلت يوم القيامة على نجيب من نور، عن يمينها سبعون الف ملك، و بين يديها سبعون الف ملك، و عن يسارها سبعون الف ملك، و عن خلفها سبعون الف ملك، تقود مومنات امتى الى الجنة...- الى ان قال:- (1) و انها السيدة نساءالعالمين. فقيل يا رسولاللَّه: اهى سيدة نساء عالمها؟ فقال صلى اللَّه عليه و آله و سلم: ذاك مريم بنت عمران، فاما ابنتى فاطمة فهى سيدة نساءالعالمين من الاولين و الاخرين، و انها لتقوم فى محرابها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكة المقربين، و ينادونها- بما نادت به الملائكة مريم- فيقولون: يا فاطمة، ان اله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساءالعالمين. ثم التفت الى على عليهالسلام فقال: يا على ان فاطمة بضعة منى، و هى نور عينى، و ثمرة فوادى، يسوونى ما اساءها و يسرنى ما سرها، و انها اول من يلحقنى من اهل بيتى، فاحسن اليها بعدى...- الى ان قال:- (2) اللهم انى اشهدك انى محب لمن احبهم، و مبغض لمن الغضهم، و سلم لمن سالمهم، و حرب لمن حاربهم و عدو لمن عاداهم، و ولى لمن والاهم».(3)

«روزى پيامبر اكرم نشسته بودند و على و فاطمه و حسن و حسين عليهمالسلام نيز حضور داشتند، دعاى آن حضرت در ميان آن جمع چنين بود: بارالها، تو خوب مىدانى كه اينان خاندان من، و عزيزترين مردم نزد من هستند، پس محبان و دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنى فرما، و يارانشان را اعانت بنما، اينان را از جميع ناپاكيها پاك و مبرا بدار، از جميع گناهان بر كنار و مصون و محفوظ نگاهدار، و از جانب خود به روحالقدس تاييدشان فرما... (روايات بسيار از ائمهى اطهار سلام اللَّه عليهم در موارد مختلف نقل شده است كه مىفرمايد: معصومين روحى دارند غير از روح عموم بشر، كه هيچ انسانى در داشتن اين روح- كه در جميع اخبار آن را روحالقدس مىنامند- با آنان همرديف نيست.
روحالقدس همان روحى است كه در سايهى آن پيامبر اكرم صاحب ولايت است. اين همان روح قدسى است كه با داشتن آن على سلاماللَّهعليه، حضرت امام حسن و امام حسين و امامان ديگر از اولاد حسين عليهمالسلام بر همهى مردم ولايت دارند. اين همان روح است كه به تاييد پيامبر اكرم، حضرت صديقه سلاماللَّهعليها نيز دارندهى آن است و با داشتن اين روح، آن حضرت هم وليةاللَّه مىباشد).
ابن عباس روايت را از قول پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين ادامه مىدهد:
يا على، بعد از من، جانشين من و امام و رهبر امت من هستى. تو پيشقدم و پيشرو اهل ايمان به سوى بهشتى؛ و گوئى اكنون در نظرم مجسم است و مىبينم كه دخترم فاطمه در روز قيامت سوار بر ناقهاى از نور است، در حاليكه هفتاد هزار ملك از جانب راست، هفتاد هزار از طرف چپ او، هفتاد هزار از پيش روى و هفتاد هزار از پشت سر او همراهيش مىكنند. او پيشگام زنهاى مؤمن است كه همراهش به سوى بهشت مىروند.
...
يا على، تو پيشواى مردان مؤمن امت من مىباشى، و دخترم فاطمه سالار زنان باايمان امت من و رهبر آنان به سوى بهشت است، بدرستيكه او بانوى بانوان جهان است.
عرض شد: يا رسولاللَّه، آيا بانوى بانوان در زمان خودش؟ پيامبر فرمود: سيدهى زنان در زمان خودش مريم بنت عمران بود، ولى دخترم فاطمه بانوى بانوان جهان و سرور زنان عالم از اولين و آخرين است.
اين فاطمه است كه آنگاه كه در محراب عبادت مىايستد، هفتاد هزار فرشتهى مقرب بر او سلام و درود مىفرستند و- همانگونه كه مريم را مخاطب قرار دادند- ندا مىكنند: يا فاطمه، خداى تعالى تو را از ميان جميع زنان عالم انتخاب كرد، و تو را از همهى آلودگيها پاك و منزه گردانيد.
آنگاه رسول اكرم رو به سوى على كرد و فرمود: يا على، بدرستيكه فاطمه پارهى تن و جان من است؛ اوست نور چشم من و ميوهى قلب من؛ آنچه زهرا را ناپسند آيد، مرا نيز ناپسند است؛
و آنچه او را مسرور كند، مرا هم شاد و خرسند مىنمايد. او نخستين كسى است كه از خاندانم به من خواهد پيوست. يا على بعد از من، تا توانى به او نيكى كن... سپس پيامبر اكرم اين چنين دعا نمودند: بارالها، من تو را گواه مىگيرم، كه دوست مىدارم آن كسى را كه اينان را دوست بدارد و دشمن مىدارم شخصى را كه با اينان دشمنى كند؛ هر فردى با اينان از در صلح و آشتى درآيد، من هم با او در سلم و صفا خواهم بود؛ و هر كس كه با اين چهار تن در جنگ باشد من نيز با او در ستيزم؛ من دشمن كسانى هستم كه با اينان دشمنى كند، و دوست كسانى هستم كه آنان را دوست بدارد».

بار ديگر تكرار مىكنيم، با در نظر گرفتن روايت شريفهى مذكور، حضرت صديقه سلاماللَّهعليها بطور يقين صاحب ولايت كبرى است زيرا هرگز معقول نيست كه دشمنى و يا دوستى با او همانند عدوات و يا محبت نسبت به پيامبر باشد و آنچه فاطمه را غمگين و يا مسرور مىگرداند، حضرترسول را نيز محزون و يا شاد نمايد، ولى او صاحب مقام ولايت نباشد.
و اگر حضرت صديقه سلاماللَّهعليها در ولايت، در عصمت، و در جميع حالاتش رديف پدر و همسر و دو فرزندش نمىبود هرگز پيامبر اكرم مطالب مذكور را بيان نمىكرد. رسول خدا كه سخن بىحساب و گزاف و بيهوده نمىگويد، تمامگفتارش (ما ينطق عن الهوى- ان هو الا وحى يوحى) (4)است، آنچه مىگويد وحى الهى است، آنهم در مقامى كه خدا را شاهد سخنان خود قرار مىدهد.
گويى پيامبر اكرم از جانب خدا مامور به ابلاغ اين مراتب و فضائل است، كه خدا را در گفتار خويش گواه مىگيرد، چنانكه در انجام نبوت و ابلاغ رسالتش، در مواقف متعدد شاهد قرار داده است؛ و از مردم نيز اقرار و اعتراف مىخواهد، و مىپرسد و خواستار جواب صريح آنان مىباشد: «... هل بلغت؟... بلى بلغت». سؤال مىفرمايد آيا رسالت خودم را انجام دادم؟ و سپس جواب مىشنود: بلى ابلاغ كردى. همانگونه كه در غدير خم هنگام ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين على سلاماللَّهعليه خدا را شاهد مىگيرد و از مردم اعتراف و اقرار مىخواهد... اللهم اشهد... بارالها شاهد باش... (5)
چنين بنظر مىرسد كه وجود مقدس پيامبر پيوسته خود را مسئول و مامور ابلاغ ولايت فاطمه عليهاسلام نيز مىداند، و گوئى احساس مىكند كه همواره مورد سؤال و بازخواست حضرت حق تبارك و تعالى است كه آيا ولايت زهرا عليهاالسلام را ابلاغ كردى يا نه، لذا آن حضرت بطور مكرر، در گفتار خويش ضمن برشمردن فضائل فاطمه سلاماللَّهعليها و تشريح شئون ولايتى او، بارها خدا را گواه مىگيرد كه بارالهإ پسّّ شاهد باش: آيا ولايت زهرا را ابلاغ كردم؟ آيا پيغام را رساندم؟ حق مطلب را بخوبى ادا كردم؟
نتيجهى ديگرى كه مى توان از روايت مذكور گرفت اين است كه حضرت رسول در قسمتى از سخنانش خطاب به على چنين مىفرمايد:
«
انها اول من يلحقنى من اهل بيتى(6)... فاحسن اليها...».
«
يعنى يا على، اولين كسى كه از خاندان من به من ملحق خواهد شد. دخترم فاطمه است، پس تا توانى به او نيكى بنما» و اين وديعهى رسالت را نگهدارى كن، لذا مىبينيم قصد اميرالمؤمنين عليهالسلام هميشه و در تمام حالاتش برآوردن خواهش پيامبر اكرم و در نتيجه تحصيل رضايت و آسايش خاطر زهراى اطهر است؛ البته نه تنها از اين جهت كه همسر والامقام او دختر گرامى رسول خدا است، بلكه بيشتر از اين نظر كه فاطمه سلاماللَّهعليها وليةاللَّه است و على خود را نسبت به او موظف و مسئول و متعهد مىداند و متقابلا حضرت زهرا نيز نسبت به اميرالمؤمنين كه ولىاللَّه است عينا همين احساس وظيفه و مسئوليت را به حد اعلى دارا مىباشد و اين دو وجود مقدس، هر يك در حفظ و نگهدارى و مراعات شخصيت آن ديگرى كمال سعى و كوشش را به كار بردهاند. ليكن اگر اين مطلب به دقت مورد بررسى و مطالعه قرار گيرد، روشن مىشود كه حالات دفاع و مجاهدت زهرا سلاماللَّهعليها در حفظ و صيانت اميرالمؤمنين سلاماللَّهعليه بىنظير و بسيار فوقالعاده بوده است؛ و تحقيقا اگر پيامبر اكرم نگاهدارى و دفاع از حريم ولايت اميرالمؤمنين را مؤكدا به زهرا عليهاالسلام سفارش مى كرد- كه سفارش فرموده است-، هرگز رفتارى بهتر و برتر از روش فاطمه عليهاالسلام امكانپذير نبود.
از خود گذشتگى، و فداكارى و ايثار او در مراقبت و نگهدارى شئون ولى اللَّه الاعظم اميرالمؤمنين بىنظير بود. زهرا سلاماللَّهعليها در اين راه وجود خود را كاملا فراموش كرده بود و همواره همت والاى او مصروف حفظ حرمت على عليهالسلام، و پيوسته در فكر كمال مراقبت و حسن انجام تعهد اسلامى خود در برابر مقام منيع ولايت بود؛ و همين توجه بىنظير و بصيرت و معرفت كامل فاطمه نسبت به شئون ولايت همسر عالىمقامش نشانگر مرتبهى عالى وليةاللهى خود آن حضرت مىباشد.


1ـ عباراتى كه از اين قسمت روايت ذكر نگرديده چنين است:
«...
فايما امراه صلت فى اليوم و الليله خمس صلوات، و صامت شهر رمضان و حجت بيت اللَّه الحرام، و زكت مالها، و اطاعت زوجها، و والت عليا بعدى دخلت الجنه بشفاعه ابنتى فاطمه، و انها
...».
2
ـ عبارتهايى كه از اين قسمت روايت ذكر نشده چنين است
:
«...
و اما الحسن و الحسين فهما ابناى و ريحانتاى و هما سيدا شباب اهل الجنه فليكرما عليك كسمعك و بصرك. ثم رفع صلى اللَّه عليه و آله و سلم يده الى السماء، فقال: اللهم
...».
3
ـ امالى شيخ صدوق ص 393، 394، بحارالانوار ج 43/ 25 24
.
4
ـ سورهى النجم، آيهى 3 و 4. يعنى: پيامبر هيچگاه از روى هواى نفس سخن نمىگويد، سخن او چيزى جز وحى نيست
.
5
ـ رجوع بفرماييد به جلد اول الغدير
.
6
ـ اين اخبار پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در خصوص اينكه اولين فردى كه پس از وى به او ملحق خواهد شد فاطمه مىباشد در مصادر بسيارى درج گرديده است كه از جملهى آنهاست
:
صحيح بخارى- كتاب المناقب، باب علامات النبوه فى الاسلام، و باب مناقب قرابه رسولاللَّه و منقبه فاطمه عليهاالسلام- ج 5/ 55، 92/ ح 126، 210، صحيح مسلم- كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل فاطمه بنت النبى حنبل ج 6/ 77، 240، 282، طبقات الكبرى ج 2/ 247، مشكل الاثار ج 1/ 48، ذخائر العقبى ص 39، فرائدالسمطين ج 2/ 35، 86/ ح 371، 403، كنز العمال ج 12/ 108/ ح 3421، در السحابه ص 274، و....

.

التماس دعا

.

یا علی



ای کاش که ...

بسم رب الشهدا و صدیقین

 

الهم العن ابوبکر و عمر

 

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این است

ای کاش که درب خانه مسمار نداشت

.......................

یا زهرا

التماس دعا



این بار تو صدایم کن....

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سامع الدعا! میدانم که دعاهایم را میشنوی. هنگامی که

سر سجاده نیاز، من و تو با هم خلوت میکنیم، 

فقط دلم به این خوش است که صدایم را میشنوی

.هیچ گاه از درددلهایم خسته نمیشوی آنگاه که زانوی غم بغل میکردم،

تنها تو سنگصبورم بودی و نالههایم را میشنیدی. آنگاه که

 امواج خروشان بلا به سوی من سرازیر میشد، تو بودی که به فریاد

استغاثهام گوش فرامیدادی. آنگاه که دشواریهای زندگی، یکی

 پس از دیگری مرا در تنگنا قرار میداد، تو

ندای «اَمَّن یجیبُ المضطرّ اذا دعاهُ و یکشفُ السّوءَ» را از من شنیدی

و اجابت کردی. آنگاه که بیماری مرا رنج میداد، به

ذکر «یا من اسمه دواءُ و ذکرهُ شِفاء» پناه میبردم. آنگاه که

در مرداب گناهانم فرو میرفتم، تو غریو الهی العفو مرا میشنیدی

 و یاریم میکردی. آنگاه که از تو درخواستی میکردم که

 به صلاحم نبود ، تو بودی که میشنیدی و حکیمانه اجابت نمیکردی

 و در گوشم عسی أن تُحبّوا شیْئا و هو شرٌّ لکم را میخواندی. اینک

 ای خدایی که صدایم را میشنوی! دوست دارم که

 این بار تو صدایم کنی…

صدایم کن

خیلی التماس دعا

یا علی



مونس و يار مجتبي آمد/ حامي شاه کربلا آمد...التماس دعا

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله،

 السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)

 شب ميلاد دختر زهراست/ هر کجا بنگري شعف برپاست
خانه مصطفي شده گلشن/ ديده مرتضي شده روشن
مونس و يار مجتبي آمد/ حامي شاه کربلا آمد

ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

میلاد با سعادت  عقيله ي بني هاشم، حضرت زينب کبري سلام الله عليها را

خدمت حضرت مهدی (عج)و تمامی شما شیعیان بزرگوار مخصوصا

پرستاران عزیز تبریک عرض مینمایم .

انشاالله که در این روز عزیز بنده ی حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.

نه تنها زينب از دين ياوري کرد
به همت کاروان را رهبري کرد
به دوران اسارت با يتيمان
نوازشها به مهر مادري کرد

*ميلاد الگوي پرستاران و روز پرستار، مبارک باد*

این ۲حدیث زیبا از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) را تقدیم میکنم

به همه ی پرستاران عزیز .

پيامبر اکرم-ص:
کسي که يک شبانه روز از بيماري پرستاري کند، خداوند او را با ابراهيم خليل (ع) محشور خواهد کرد و او همانند برق خيره کننده و درخشان از صراط عبور مي‏کند

پيامبر اکرم-ص:
کسي که براي برآوردن نياز بيماري تلاش ‏کند، خواه نياز او برآورده شود يا نه، همانند روزي که از مادر متولد شده است از گناهان ‏پاک مي ‏گردد.

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

 

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نويسد:

«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

 

شهادت آن حضرت:

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

برای مطالعه گوشه های کوچکی از زندگی ارزشمند این بانوی بزرگوار

 لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید .

خیلی التماس دعا

یا علی


ادامه مطلب

ختم دسته جمعی قران

این پست ثابت میباشد لطفا مطالب جدید را از پست بعدی مطالعه بفرمایید .

بسم رب الشهدا و الصدیقین

خداوندا تو را سپاس میگوییم که بار دیگر توفیق خواندن آیات الهی قرآن و پیشکش

آن به ارواح مطهر پيام رسان كربلاي حسيني حضرت على ‏بن ‏الحسين

، زين ‏العابدين(ع) و آخرين بازمانده كربلاي عطش 

حضرت امام محمد باقر (ع) را به ما عطا فرمودی .

 

 هر کس بنا به درخواست خود با قرائت یک جزء یا بیشتر در این

طرح شرکت میکند و انشاالله همزمان با روز ۳۰ جمادی الاولی

 (  ۴  خرداد )قرآن ها ختم میشوند

 و در ثواب یک ختم قرآن سهیم میشویم .

 

لطفا جزء های درخواستیتان را در قسمت نظرات به

بنده ی حقیر اطلاع دهید.

در هنگام انتخاب جز به جدول دقت بفرمایید و جز هایی

 را که انتخاب نشده اند انتخاب بفرمایید.

قبول باشد انشاالله.

 

لطفا دوستان دیگر را در نت و خارج از نت

 از این طرح مطلع کنید.

قبول باشد انشاالله.

.

التماس دعا

شماره جز نام قاری محترم
۱ آقای علی غ
۲ آقای علی غ
۳ آقای عبدالله
۴ آقای عبدالله
۵ آقای محمد علی
۶ جاروکش خونه اهل بیت علیهم السلام
۷ جاروکش خونه اهل بیت علیهم السلام
۸ خانم فهیمه
۹ خانم ثریا
۱۰ خانم ثریا
۱۱ خانم ثریا
۱۲ خانم سمانه
۱۳ خانم سمانه
۱۴ خانم سمانه
۱۵ آقای علی
۱۶ خانم سیما
۱۷ المیرا
۱۸ در راه مانده
۱۹ آقای محمد
۲۰ آقای علی
۲۱ آقا / خانم شهابی ۹۸
۲۲ خانم رویا
۲۳ خانم زحل
۲۴ آقای علی
۲۵ آقا / خانم ن
۲۶ رواق مهر
۲۷ رواق مهر
۲۸ خانم نرگس
۲۹ المیرا
۳۰ آقای مجتبی



Pray

As a beginning, silence is the last remedy

Whenever you give up, or maybe all your friends leave you

high and dry, unfortunate evidences happen to you, while

there is almost no hope, when you feel really lonely, then;

Some feelings, some healing power raises inside you, sounds really

friendly, warm and passionate, you distinguish in this lovely loneliness

with cries,

Yes, you and your god, just two of you

There are people who they sense god inside their heart, doesn’t

matter if it is happiness or sadness. God is just part of them, just like

a blown sprit in the bodies.

God,

Give us the courage to keep our promises.

.

با تشکر از دوست بزرگوار جناب آقای علی

 که زحمت این متن زیبا را کشیدند.